تبليغاتX
سی خم

سی خم
کر وری افتو رسی - وخت مرگ شو رسی -- جوون شو سر لو رسی - روزگار نو رسی 
سايت قوم لر
لينک همدرنگل

 

در این شماره می خوانید: 

نگاه اول

  • تنها صداست که می ماند/ یادداشت سردبیر

پرونده ویژه: موسیقی و بیشتر از موسیقی (با نگاهی به موسیقی محلی ممسنی)

  • موسیقی محلی ممسنی/ ابوذر سهرابی
  • شعر در موسیقی آوازی و ترانه های ممسنی/ عبدالخالق طاهری
  • موسیقی یا صدای موزون و نوای آرامش بخش/ عطا طاهری بویراحمدی
  • برآمد خروشیدن کَرُنای/ عبدالخالق طاهری
  • موسیقی مبتذل جایگزین موسیقی محلی/ صولت شجاعیان
  • به بویراحمدی بگویید تا.../ امراله نصراللهی
  • موسیقی محلی، میراثی هویت بخش/ فریبا حسینی
  • موسیقی ایرانی؛ یک نگاه و یک تاریخ/ عباس چوبینه
  • قومی که ترانه ندارد زنده نیست (گفتگو با کورش اسدپور؛ خواننده)/ سمانه شفیعی
  • برای اجرای موسیقی به آمریکا دعوت شدم (گفتگو با شنبه نوایی، خواننده و نوازنده موسیقی محلی)/ ابوذر سهرابی
  • امیدوارم سواد موسیقی در بین هنرمندان ما رشد کند(گفتگو با حبیب اله بازیار؛ خواننده)/ ابوذر سهرابی
  • به سبکی که ما کار می کنیم، مجوز نمی دهند (گفتگو با سروش منصوریان، خواننده رپ و پاپ)/ افشین لشکری ...

وبلاگ نشریه فراسو

 



[ چهارشنبه سوم آذر 1389 ] [ ] [ saeed ch ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
بدونيت وي وبلاگ

فرهنگ لر از دیرباز سرشار از رهایی و جدا از قید و بند سر بر آستان آزادی ساییده و پرنده تیزبال اندیشه فرزندان این دیار دنا را زیر پر و بال گرفته است. شعرها و ضرب المثل ها و داستان های مانده در سینه پیران قبیله ی من روایت گر مردان و زنان آزاده ای است که در دامان بکر طبیعت از پستان شبهایی شیرخورده اند که صدای گوزن و برنو در آن با هم گره می خورد. شب هایی که شیهه اسبان و صدای نی چوپان عاشق گنجشک های آویزان از شاخه های بلوط را مست می کرد و چشمه ها را سرشار.

رد دستان مادران ما بر گلیم ها و جاجیم ها مانده است وقتی که چارقد می بستند و ببرهای وحشی را شیر می دادند.

تاریخ چون پیری لجوج از آسمان مه گرفته این سرزمین می گذرد با کتابی کهنه و عصایی که ردش بر سینه خاموش زمین مانده است در حالی که نام پدران ما را زیر لب تکرار می کند.
بک لينک