سردار اسعد حاج علی قلی خان بختیاری

سردار اسعد حاج علیقلی،
فرزند حسین قلی خان ایلخانی.

نیروهای سردار اسعد به تهران آمد. محمد علی شاه مجبور شد به کناره گیری تاج و تخت او در سفارت روسیه پناه گرفت. پسرش احمد شاه 12 ساله به عنوان پادشاه معرفی شد.

در تصویر نماینده انگلیس، آقای چرچیل، و نماینده روسیه، آقای Baranowsky، ملاقات با سردار اسعد در 2nd بهارستان در 16th جولای سال 1909 است.


از سایت خانواده بختیاری

آرامگاه سران لر بختیاری و عکسی از بی مریم

آرامگاه، حسینقلی خان ایلخانی ، اسفندیار خان سردار اسعد اول، علیقلی خان سردار اسعد دوم، جعفر قلی خان سردار اسعد سوم .در تخت فولاد اصفهان


بی بی مریم بختیاری



در خصوص عکس های منتشره در این وبلاگ قطیعتی وجود ندارد . خواهشمند است در صورت هرگونه ابهام با ما در جریان بگذارید .

اثبات اصالت یک قوم اصیل

مراسم کتل یا چمر  در سوگواری بختیاری و لرستان + عکس

مراسم كتل بخشی از مراسم عزاداری بختياری است. موسيقی اين مراسم آهنگ چپی (وارونه) است كه با كرنا و دهل نواخته می شود. در اين مراسم اسب متوفی را سياه می پوشانند و تفنگ و ساير لوازم جنگی او رابه آن می آويزند. يكی از مردان ايل اسب را به آرامی درميدانگاهی می چرخاند و زنان و مردان با سروپای برهنه به دنبال كتل حركت مي كنند و به زاری مي پردازند مرگ هر فرد در هر سن و گروه اجتماعی سوگنامه خاص خود را دارد.

در آیین های سوگواری در لرستان که به آن چمر می گوییم، هم همین رسم را داریم.در کنار کتل، نوای غمگینی بوسیله سرنا و دهل نواخته می شود که به این نوا چمریونه یا چمریانه گفته می شود.




جایگاه زن در عاشقانه های ادب فارسی

سلسله نشست های انجمن ادبی ققنوس ممسنی

http://ghoghnusclub.blogfa.com/

وبلاگ انجمن ققنوس

هر چه که دورمه کفتاره ...

«ایلی که دو فصل عاشقی داشت» شعری از مظفر امینی

شعری بلند در باب سرگذشت ایل های در کوچ و ایلییاتی های ساکن شده ی خاکم. به زنان به مردان به کودکان انتظار، به دوستی که بهانه ی طغیان این شعر شد با رنگهای گل حنایی اش که مرا بیاد و رویای ایل بُرد.
....
«ایلی که دو فصل عاشقی داشت»

دو فصل عاشقی داشت ایل
بهار و پاییز....
الباقی سال را
بوسه ها را می شمردند
با چشمان و با دست
همراه آواز کبک تاراز
مردمان ایل...!!
...
گلیم ها را در همان دو فصل
گره می زدند
دختران حنا به دست
یعنی با عشق... !!
و الباقی سال را
لچک های آبی یشان را
در هوا می چرخاندند
همراه نوای سازِ توشمال ها
دختران ایل...!!!
...
اسب ها را در همان دو فصل
یراق می کردند
تفنگ ها را حمایل شانه...
مردان ایل ، با دلی عاشق، و نگاهی زنده.
یعنی با امید...!!
و الباقی سال را
در سیاه چادر ها کنار آتش
به قصه های بی بی، گوش می سپردند
کودکانِ انتظارِ ایل...!!
....
شیر های سنگی را در همان دو فصل
می تراشیدند سنگتراشان
با چشمانِ گریان و قلم های خونین
یعنی با درد...!!
و الباقی سال را
زنان سیاه پوش مویه می کردند
کنار شیر های سنگی
تنهایی هایشان را ، بیوه وار...
یعنی سوگ...!!
...
امنیه ها که با کلاهخود آمدند
دیگر کسی عاشق نشد
دختران خانه نشین شدند با لچک های سیاه
و الباقی سال، چهار فصل ِ انتظار شد
شیر های سنگی را شکستند
اسب ها را با تفنگ ها بردند
توشمال ها در حاشیه ی شهر ها دکه زدند
و همه ی الباقی سال را سیگار می فروشند
دیگر کسی برای کودکان انتظار قصه نمی گوید
مردان ایل در تکاپوی نان
شهر به شهر آواره شدند
یعنی نا امید...!!
....
سرباز ها که رفتند
از ایل فقط شیر های سنگی ِ شکسته مانده بود
و چشمه های خشک
و آواز هایی که در حاشیه شهر ها
کارگران فصلی می خوانند!!
...
و این سرگذشت تلخ ایلی بود
که دو فصل عاشقی داشت
و امشب تو « آبنوس»، دختر رنگ ها
مرا به میهمانی ایلی بُردی
که دو فصل عاشقی داشت،و
صدای آواز چنگی هایش
هنوز از دره ها می آید
همراه بوی آویشن و بابونه..
...
آه... رویای حنایی رنگ
اسب را که زین می کنی
مست می شود
تفنگ با قطار و فشنگ
کبک تاراز با بوی ریواس در کمرگاه
خاک با عطر آویشن
مردِ ایلییاتی با چشمانِ سُرمه کشیده ی زن .

من اما با تو....
با تو مست می شوم.
حالا بگو کدام فصل...
فصل عاشقی ست؟
می خواهم عاشقانه هایم را
در آن فصل عاشقی
برای تو حنا ببندم
تا ایل عاشق به تنگه ها برگردد
با اسبان مست
به رقصِ آوازِ تاراز
طعم ریواس
بوی آویشن
هلهله زنان عاشق
مردان دلباخته و
آواز های عاشقانه

حالا بگو......
کدام فصل، فصل عاشقی ست
من با تو در آن فصل....
مست می شوم ...!

م.الف.کولی

دستت بریده باد رفیق

حیات وحش را پاس بداریم و انسانیت بخرج دهیم گاهی .. 




پوشاک ارمنیان چهار محال و بختیاری


نمونه ای از پوشاک زن ارمنی
چهارمحال و بختیاری
نویسنده: زویا خاچاطور
مقدمه
ایلات، قبایل، طوایف و عشایر مختلفی در ایران زندگی می کنند که در عین تنوع آداب و رسوم، سنن و فرهنگ دارای وحدت، انسجام و یکپارچگی ملی هستند. هر یک از آنها ضمن متجلی کردن هنر و فرهنگ و تمدن این سرزمین دارای برخی خصوصیات ویژه هستند که آنها را از دیگران متمایز می سازد و به آنان هویتی خاص می بخشد. از جملهٔ این قبایل ارمنیان هستند که در زمانی نه چندان دور در سرزمین چهارمحال و بختیاری درکنار ایلا ت و قبایل بختیاری ایرانی در حدود 350 سال زندگی کرده اند.
موطن اصلی ارمنیان چهار محال و بختیاری بخشی در استان کارین ارمنستان غربی به نام باسن[2]بود که امروزه جزو کشور ترکیه است. باسنی ها مردمی بودند با قدی متوسط، چهارشانه، بدنی ورزیده، چشمان و ابروانی مشکی، مهمان نواز، ساده و با خلق و خویی روستایی. با مهاجرت ارمنیان ارمنستان، نخجوان و جلفا به اصفهان گروهی از باسنی ها نیز در مناطقی پست و هموار درنزدیکی اصفهان، که از نظر آب و هوا تفاوت زیادی با سرزمین اجدادی شان داشت، سکنی گزیدند.

ادامه نوشته